تبليغاتX

آهنگ مازیار فلاحی
دارم میرم خدا حافظ

كد آهنگ
كد آهنگ
كد آهنگ
* برای همیشه

برای همیشه

"بهار"
بسترمهراست ودفترمعرفت،
حکایت وابستگی ها و فراموشی خستگی ها، بهاران باتمام زیبایهایش برشما مبارکباد.
نوروز 1391 خورشیدی

2751 شاهنشاهی

3750 زرتشتی

و 7034 میترایی آریایی

یادگار دین زرتشت

مهر کوروش

جام جمشید

تیر آرش

خون سهراب

رخش رستم

عشق بابک

و بزرگترین جشن باستانی ایرانیان بر شما نوادگان کوروش مبارک

پایدار و برقرار ایران و ایرانی

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 0:45 قبل از ظهر توسط سالومه| |

سلام

اومدم بگم دارم میرم نه از بلاگفا بلکه از این شهر از این کشور

با یه دنیا دلبستگی با یه دنیا خاطره به یه دنیا امید

هیچوقت فکر نمیکردم منم یه روزی از اینجا سفر کنم

میگفتم هیچ جا ایران نمیشه و هیچ مردمی به خوبیه مردم خودم نیستن

میگفتم دوست ندارم برم جایی که هر جور باشم یه غریبه ام

اما یه روز به خودم دیدم غربت دیار خودم از همه جا غریب تره

دیدم خمودیا از همه غریبه ترن

آرامشمو ازم گرفتن دلمو شکوندن جواب خوبیهامو با بدی دادن و جواب محبتم رو با دشمنی

گفتم برم که اگه باز دلمو شکستن بگم غریبه ان . میدونی دردش کمتره

امروز یه جا خوندم که:

محبت زیادی ، همیشه آدمها را خراب می کند . . .
گاهی آدمها می روند نه برای اینکه دلایل ماندنشان کم شده . . .
بلکه به این دلیل که آنقدر کوچکند که تحمل حجم بالای محبت تو را ندارند .

هرچی فکر میکنم میبینم نه اونا عوض میشن نه من پس چاره رفتنه

هرچند این بخشی از دلیل رفتن منه

به هر حال خوب یا بد تصمیمم رو گرفتم و اول آبان عازمم

در اولین فرصت که مستقر شدم شروع به نوشتن میکنم اونم به صورت روزانه

فقط واسه ام دعا کنید به دعای تک تک شما محتاجم

امیدوارم شما هم هر جا که هستید زیر سایه خداوند شاد و موفق باشید

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 4:3 بعد از ظهر توسط سالومه| |

درود

به همه عزیزان کسانی که یادم بودند و کسانی که یادم نبودند

۵ ماهه که ننوشتم میخوام همه این چند ماهو خلاصه کنم

از یکم فروردین داستان من این بوده:

مهمون اومد واسه ام رفتم مسافرت برگشتم مهمون واسه ام اومد

رفتم مسافرت مهمون واسه ام اومد چند روز استراحت دوباره مهمون واسه ام اومد

دوباره مهمون واسه ام اومد سه باره مهمون واسه ام اومد چهارباره ....

الان تو استراحتم استرس اینو دارم که دوباره قراره برم سفر یا مهمون واسه ام میاد؟؟؟؟؟

حالا کاش سفرام تفریحی بود همه اش کاری دو سه روزه با عجله ...

دلم تنگ شده خیلی دلم تنگ شده

ریتم زندگیم ریخته به هم دوباره میخوام از سر بگیرم

اینم عشقای من بچه های خواهرم که دیوونه شونم

تا درودی دیگر بدرود

 

نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 5:50 بعد از ظهر توسط سالومه| |

نوروز 1390 خورشیدی

2750 شاهنشاهی

3749 زرتشتی

و 7033 میترایی آریایی

یادگار دین زرتشت

مهر کوروش

جام جمشید

تیر آرش

خون سهراب

رخش رستم

عشق بابک

و بزرگترین جشن باستانی ایرانیان بر شما نوادگان کوروش مبارک

برقرار ایران و ایرانی

نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 4:52 قبل از ظهر توسط سالومه| |

سلام دوستای خوبم

دلم نمیخواست حالا حالاها پستی بذارم تا سپندارمذگان باشه

دیروز داشتم فکر میکردم که تایید کامنت هامو بر دارم

چون من نه سیاسی مینویسم نه اهل گروه خاصی هستم

نه به کسی توهینی میکنم و خلاصه نه دشمنی ای دارم و نه دشمنی

امروز یه کامنت داشتم از شخصی به نام مریم که آدرس یه سایت فنی رو زده بود

و حرفی نوشته بود که خوب چون از زبون خودش دراومده به خودش میچسبه

ناراحت نشدم که چرا توهین کرده چون بلاخره هر انسانی یه ارزشی داره

و بنابر کلامش و رفتارش میشه ارزیابیش کرد

اما متاسفم برای مردمم و برای کشورم که چنین انگل هایی بینشونه

همه ما میدونیم که افرادی که برای زدن حرفهای رکیک برای تخلیه افکارشون

اینجا پشت نقاب مخفی میشن و حتی شهامت ندارن که بایستن و جواب بگیرن بیمارن

بیاین با هم دعا کنیم که خدا همه بیمارارو شفای عاجل عطا کنه

الهی آمین

 

نوشته شده در شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 5:31 بعد از ظهر توسط سالومه|

آتریسای گرد و گولولهء خاله در ۴ روزگی که خاله ۱۸ روزه ندیدتش قربونش برم الهی
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 1:42 قبل از ظهر توسط سالومه|

هرسال روز ولنتاین برای من روز اعصاب خوردی و افسوس خوردنه

چرا که من از چند روز قبلش شروع میکنم به مسیج زدن برای همه کسانی که میشناسم یا اطلاع رسانی از طریق فیس بوک و وبلاگ

که هموطنای من دوستای خوب من شما که دم از ایران میزنید شما که تو گردنتون فروهر میندازید و از بی فرهنگیه اطرافیانتون رنج میبرید شما که افسوس میخورین چرا کشورتون تو چنین شرایط بدی قرار داره و واسه ویزا گرفتن مشکل دارید و هر جا میرید انگشت نگاری ازتون میگیرن.

شما که وقتی سرود ای ایران ای مرز پر گهر رو میشنوید قلبتون به طپش میفته و از جاتون بلند میشین کریسمس و ولنتاین و ... رو بیخیال بیاین فرهنگمون رو حفظ کنیم بیاین ایرانی باشیم بیاین همه با هم مراسم ایرانی رو به جا بیاریم

با کلی امید و آرزو کلی خرج میکنم از هزینه ام از زمانم از انرژیم و با کمال تاسف میبینم روز ولنتاین همه گل و هدیه تو دستشونه و همه کسانی که بهشون مسیج زدم با مسیجای مختلف ولنتاین رو به من تبریک میگنهمین امروز نزدیک ۱۰ نفر ولنتاین رو به من تبریک گفتن باید چه کرد.

لااقل از شماخواهش میکنم خواهش میکنم خواهش میکنم بعنوان یک دختر ایرانی یک پسر ایرانی که فرهنگ کشورش واسه اش مهمه پست بعدی وبلاگتون رو به این مطلباختصاص بدید و این مطلب رو توی اون کپی کنیدو هرطور که میتونید اطلاع رسانی کنید

پیشاپیش۲۹ بهمن  جشن بزرگ سپندار مذگان روز زمینروز باروری  و روز عشق بر همه ایرانیان با غیرت مبارک

پایدار ایران و ایرانی

به امید داشتن یک روز عاشقانه با عشق واقعیتون...

 در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است

اين روز “سپندار مذگان” يا “اسفندار مذگان” نام داشته است.

توجه داشته باشید که روز درست این روز عاشقانه، 29 بهمن میباشد

 جشن اسفندگان، روز گرامیداشت زمین بارور و بانوان:

واژه فارسی اسفند یا سپندارمذ،همانا آرمئیتی است كه واژه سپنته/ سپند برای احترام و گرامیداشت بیشتر، به آن افزوده شده است. ل. مولتون آنرا در اصل آرا ماتا به معنای مادر زمین می‌داند .در گاتهای زرتشت، این واژه در معنای زمین و با توصیف دختر اهورامزدا (دوگِـدَر) آمده است. همان واژ‌ه‌ای كه زرتشت برای دخترش پوروچیستا هم بكار گرفته است. بنابر این، آرمئیتی به تنهایی و یا به شكل سپنته‌آرمئیتی در آغاز، نام یا پاژنام زمین و به ویژه زمین بارور و یا مادر زمین بوده و بعدها به فرشته یا ایزد پشتیبان زمین اطلاق می‌شود و پس از آن به پیكر یكی از امشاسپندان یا یاران اهورامزدا در می‌آید.ا

از آنجا كه در باورهای كهن، زمین را نیز مانند زنان، بارور، زاینده و پرورش‌دهنده می‌دانسته‌اند و همه موجودات بر پهنه او و در پناه و آغوش او پروریده می‌شده‌اند، جنسیت او را نیز «مادینه» فرض می‌كرده‌اند و از همین خاستگاه است كه عبارت‌های مام میهن و سرزمین مادری بوجود آمده و فراگیر شده است. پیشینیان ما، همانگونه كه زمین را زن یا مادر می‌دانسته‌اند، آسمان را نیز مرد یا پدر بشمار می‌آورده‌اند و تركیب‌های مادرزمین و پدرآسمان از همین جا برخاسته‌اند. بی‌گمان آنان شباهت‌ها و پیوندهایی بین زن و مرد از یك سو، با زمین و آسمان، و بارندگی و رویش گیاهان، از سوی دیگر احساس می‌كرده‌اند.  آخرین ماه فصل زمستان بنام اسفند یا سپندارمذ نیز از همین ویژگی باروری و زایندگی زمین سرچشمه گرفته است. چرا كه در همین ماه، نخستین جوانه‌ها از خاك سربرمی‌زند و زایش دوباره زمین را نوید می‌دهد. از همین رو، مردمان ایرانی این ماه و به ویژه روز پنجم آن كه با نام ماه همانند است، یعنی اسفندروز از اسفندماه یا سپندارمذروز از سپندارمذماه ، را روز گرامیداشت زمین بارور و بانوان می‌دانسته‌اند و در این روز، مردان آیین‌هایی برای همسران خود برگزار می‌كرده و هدیه‌هایی به او می‌داده‌اند كه متأسفانه آگاهی بیشتری از این مراسم در دست نیست.

منظور از زن، همسر است و نه جنسیت آن.امروزه نیز روز جهانی زن در هشتم مارس، بر جنسیت زنانه تأكید ندارد، بلكه یادمانی برای كوشش‌های برابری‌طلبانه زنان و جنبش‌های آنان برای استیفای حقوق طبیعی خودشان است؛ در حالیكه جشن اسفندگان، یادمانی بسیار كهن از اسطوره‌های زایش و باروری است. این دو مناسبت و مراسم، شباهتی با یكدیگر نداشته و هر كدام اهمیت و خاستگاه و كاركردهای خاص خود

را دارند.

به بیان ابوریحان بیرونی، «اسفندارمذ» ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگاهبان زنان شوهر دوست و پارسا و درست کار بوده. به همین مناسبت این روز، عید زنان به شمار می رفت. مردم به جهت گرامیداشت، به آنان هدیه داده و بخشش می کردند. زنان نه تنها از هدایا و دهش هایی برخوردار می شدند، بلکه به نوعی در این روز فرمانروایی می کردند و مردان باید که از آنان فرمان می بردند.

گردیزی نیز در کتاب زین الاخبار خود به واژه ی «مردگیران» اینگونه اشاره کرده است که از این جهت این جشن را مردگیران می گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی گزیدند.

هنوز نیز در برخی از گوشه های ایران زمین مانند اصفهان، پهله، ری و دیگر شهرهای ناحیه ی مرکز و غرب ایران، مراسم جشن اسفندگان همچون گذشته برگزار می شود، در این روز بانوان لباس و کفش نو می پوشند، زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بوده اند و در زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به جامعه تحویل داده اند مورد تشویق قرار می گیرند و از مردهای خود پیش کش هایی دریافت می کنند. آن ها در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و زندگی معاف شده و مردان و پسران وظایف جاری زنانه را در خانه به عهده می گیرند

 

در بندهش كه یكی از نامه های ارجمند و بزرگ پهلوی است ، در فصل 27 كه از گیاهان سخن رفته، در پاره 24 آمده: هر یك از گلها از آن یكی از ایزدان بزرگ و فرشتگان است. یاسمن از آن بهمن است. مورد از آن اهورامزداست. بیدمشك از آن سپندارمذ است. سوسن از آن خرداد و چمبك از آن امرداد است و جز اینها در میان این رستنی‌ها و گل‌های خوشبو و زیبا، بیدمشك كه از آن سپندارمذ دانسته شده، همان گلی است كه پیشرو گلهای بهاری در هنگام جشن آرمتی (پنجم اسفند) زینت بخش باغ و بوستان است. بسیار بجاست كه همین گل بومی ایران زمین، نشان یا آرْمِ پرستاران میهن ما باشد.

اى مام مهربانم

زبان گوياى اسرار اينك كه زمان سپاسدارى از مهر و وفاى توست گنگ مى ماند. در يك سخن مى خواهم بدانى كه آن دست هاى كوچك و جسم ناتوان اكنون كه پرتوان شده است، يكسره تو را سپاس مى گويد.

اسفندگان روز مادر، روز زن و زمين و روز گراميداشت همه فروزگان پسنديده و نيكوى انسانى است و اكنون شايسته است ما نيز چون نياكان فرزانه خود اين جشن فرخنده را برگزار كرده و از مهر و مهربانى همه مادران و بانوان ايران زمين سپاسگزارى كنيم و شايد روزى تمام مردمان جهان روز اسفند از ماه اسفند را روز مادر طبيعت (محيط زيست) نام نهادند.

 آیین‌ها و دیگر نام‌ها

این جشن را با نام‌های جشن برزیگران هم نامیده‌اند.در روز اسپندگان چند جشن با مناسکی به‌خصوص برگزار می‌شده‌است. نخستین آنان جشن مردگیران یا جشن مژدگیران بود که ویژه زنان بود. در این روز مردان برای زنان هدیه می‌خریدند و از آنان قدردانی می‌کردندامروزه نیز بیشترین جنبهٔ مورد تأکید در اسپندگان قدردانی از زنان است. در زمان گذشته -چنانکه ابوریحان روایت کرده‌است- عوام کارهای دیگری هم می‌کردند چون آیین‌های جادویی برای دورکردن خرفستران. اما ابوریحان این آیین‌ها را تازه و نااصیل خوانده‌است

  کادوهای روز سپندارمذگان : 

این بخش کمی با ولنتاین یکسان و کمی متفاوت است.

- اولین چیزی که نباید فراموش شه گل است . گل در تمام جوامع نشان دهنده عشق و دوست داشتن است.

- دومیش یک چیز خوردنی ! این موضوع میتونه شیرینی، شکلات، و علی الخصوص آجیل ایرونی باشه. این آجیل استفاده ویژه ای در سینمایی داره که بعد از اهدا کادو با هم خواهید رفت.

- یک قطعه شعر زیبا روی کاغذ سوخته یا تابلوی قاب شده ، یا اگه مایه داری میخواهید برخورد کنید تابلوفرش! سعی کنید از یک شاعر ایرانی باشه (مث همین حیدر بابا، حافظ ، سعدی). حتی میتونید یک کتاب شعر هدیه بدین، اما خلاصه این شعره باید همراهش باشه.

پیامک های ویژه این روز

 سپندار مذگان روز دلباختگان ایرانی بر تو ای ایرانی عاشق فرخنده باد

 اگر نیاکانمان میدانستند روزی خواهد امد که عاشقی چون من بیقرارت است به جای سپندار مذگان  روز آشنایی من و تو را روز عشق می نامیدند

سپندار مذگان فرخنده باد

 |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

دانشنامه آزاد ویکی پدیا

وبلاگ روزگار ترانه و اندوه

تارنمای تکناز

پایگاه پژوهشی آریا بوم

تارنمای ایران بوم


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 3:34 بعد از ظهر توسط سالومه| |

آتریسای عزیزم به دنیا اومد

یه دختر ظریف و ناز و دوست داشتنی

چشم و ابروش به من شبیهه و بقیه صورتش به باباش

برگشتم تو خونه خودم اما بدون مصطفی

مصطفی ۱۱ روزه که با بابا رفته هند و من بی صبرانه منتظر برگشتنشم

تا به حال انقدر از هم دور نبودیم و دیگه داره طاقتم طاق میشه

زنگم بهش نمیزنم چون اعصابم به هم میریزه

اما خوب دوست دارم هر از گاهی از هم دور باشیم تا قدر همدیگه رو بدونیم

قربونش برم ۳ شنبه میاد

خدایا هیچ دوتا عاشقی رو برای همیشه از هم جدا نکن

الهی آمین

نوشته شده در شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 1:35 قبل از ظهر توسط سالومه| |

سلام عزیزای من

فردا دارم میرم تهران

آخه شنبه عزیز دلم به دنیا میاد

آتریسا دختر کوچولوی پریسا خواهرم

و خیلی خوشحالم که داره تو روز بهمن گان یعنی ۲ بهمن به دنیا میاد

نمیدونم چرا احساس میکنم خیلی شبیه خودمه باید منتظر موند و دید

 و اما جشن سده 

جشن سَده، یکی از جشن‌های همگانی ایران کهن،
در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه برابر با آبان روز از بهمن ماه
با افروختن هیزمی که مردمان،
از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آورده‌اند، آغاز می‌شود.
جشن سده یک جشن ملی ایرانیان است و به هیچ دین و مذهبی مربوط نیست.

جشن «سَدَه» بزرگ‌ترین جشن آتش و یکی از کهن‌ترین آیین‌های شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای کوه‌ها و بام خانه‌ها،
آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم کم‌وبیش بر می‌افروزند.
مردمان نواحی مختلف در کنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود،
سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌کنند.
 همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند
این جشن در شب "9 " بهمن آغاز می شود با براه انداختن آتشی بزرگ که شب جمعه می شود
که روز 10 بهمن جشن سده می باشد،
از این روز، 50 "شب" و 50 "روز" به بهار باقی مانده

سده آمد که فروغش سَر و سالار بُود
شادمانی ز پَسین در بَر ما یار بُود
چه گرامی است مَهین،کز پس هجران دراز
باور افروخته رخ آید و بیمار بُود
آتش جشن سده، آتش مهر وطن است
کاندر این مُلک نخواهد که شب تار بُود
خرم است این سده و شادروان باد که گفت:
“شب جشن سده را حُرمت بسیار ...بود”
سده ی فرخ ما پار سفر کرد و برفت
 آمده اینک و محبوب تر از پار بُود
خوب رخساره بود این سده زان چهره نهفت
رخ نهفتن مگر از خوبی رخسار بُود
این سده آتش افروخته دارد که درست لاله رخ،
گر اثر عاشق کردار بُود
آتشش خُرد نبینید و فروغش نگرید
که دل سوخته از مهرِ بدو یار بُود
” آتش اندر دل سنگ است نهان زان که درست
دل هر ذره نماینده ی دادار بُود
در چنین جشن بزرگ، آری خورشید دگر
گر بتابد ز دل خاک سزاوار بُود
آتش جشن سده، آتش مهر وطن است
کاندر این مُلک نخواهد که شب تار بُود
خرم است این سده و شادروان باد که گفت:
“شب جشن سده را حُرمت بسیار بود”
 
دوم بهمن روز بهمن گان و ۹ بهمن جشن سده بر همه ایرانیان فرخنده باد
برقرار ایران و ایرانی
نوشته شده در پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 1:52 بعد از ظهر توسط سالومه| |

اینجا نیستم اما باور کنید دلم اینجاس

پیش شما که همیشه با من هستید و تنهام نمیذارین

پیش دوستای عزیزی که تو سخت ترین شرایط همیشه با من بودن

مثل بی تا الیکا و بقیه کسانی که به من میگن بیمعرفت و میدونن که نیستم

و خیلی های دیگه که عذر میخوام که اسمشون یادم نیست

آخه دلم اینجاست و حواسم به شام و ظرفها و ناهار فردا و ...

گفتم که مهمون دارم مامان و بابا بیشتر از ۳ هفته است که اینجان فردام سارا میاد

اونم یه هفته اینجاست (سارا یکماه پیش قسمم داد که باش آشتی کنم و من آشتی کردم)

خوب بابا ئ مصطفی که صبح تا شب مشغول به کارن

من هستم و مامان خوب نمیشه تنهاش گذاشت

هم نمیرسم که بنویسم هم تمرکز ندارم هم وقتی مینویسم مامان که نمیدونه دارم چیکار میکنم

میاد کنارم میشینه و منم روم نمیشه بگم مامان برو خصوصیه

خیلی حرف دارم واسه گفتن به زودی میام و مینویسم

اما مهمترین خبر اینه که رفتم دکتر رژیم و در حالیکه خودم داشتم شاخ در میاوردم

دیدم که ۸۲ کیلو شدم یعنی داشتم منفجر میشدم

اما ظرف این ۳ هفته به ۷۸ رسیدم و خیلی خوشحالم

دکتر قبل از اینکه بدونه تا چند ماه پیش تیروئید داشتم کلی دعوام کرد

چون درست ۸ سال پیش که رفتم پیشش ۶۱ کیلو بودم و خودم رو به ۵۲ کیلو رسونده بودم

و متاسفانه برای تثبیت وزن دیگه نرفتم و حالا با ۳۰ کیلو اضافه وزن مواجه شدم

البته بازم خداروشکر که از ظاهرم کسی نمیفهمید و به نظر ۷۰ میرسیدم

اما خوب همیشه حسرت ۴ سال پیش که انقدر سالم و سرحال بودم رو میخوردم

خبر دیگه اینکه ۱۵ روز دیگه آتریسا نوه دوم خانواده دختر خواهرم به دنیا میاد

دوستون دارم دوستون دارم دوستون دارم

پایدار باشید

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 9:13 بعد از ظهر توسط سالومه| |

Design By : Night Melody